اردكانى / ذوالفقارى / تركى / مهدى روزبهانى / اكبر روزبهانى
31
مرورى بر تاريخ و مبانى طب سنتى اسلام و ايران ( فارسى )
اخلاط ، قوا و علم تشريح صحبت كرده است . كتاب دوم مربوط به داروهاى ساده است . در كتاب سوم بيمارىهاى اعضاى بدن را شرح مىدهد . كتاب چهارم به بيمارىهاى موضعى اشاره دارد و بالاخره در كتاب پنجم به تركيب داروها اشاره مىكند . اين كتاب در قرن 12 ميلادى به لاتين ترجمه شده و تا قرن 17 در بسيارى از دانشگاههاى اروپا يكى از منابع علمى دانشجويان بوده است . در بيان وجوه تمايز ابن سينا و رازى مىتوان گفت كه رازى يك موسيقىدان و فردى با قوهى تخيل زياد بوده است ، اما ابن سينا يك متفكّر منطقى . رازى يك بالينگر بود ، درحالىكه ابن سينا يك كلاسهكننده و طبقهبندىكنندهى علوم پزشكى بود . ابن سينا در كنار جنبههاى عملى به جنبه - هاى نظرى پرشكى توجه خاصى داشت ، ولى رازى به جنبههاى تجربى و عملى پزشكى متكّى بود . با قلم ابن سينا دانش پزشكى به بناى عظيم و يكپارچهاى بدل شد كه پزشكى ايران و يونان را در بر مىگرفت . ابن سينا سعى كرد تا پزشكى را به رشتهاى منطقى و منسجم تبديل كند ، بهطورى كه بتوان آن را به آسانى فراگرفت و به كار برد . چنين سيستمى مورد توجه همگان قرار گرفت ؛ زيرا فراگرفتنش آسان و به كار بردنش راحت مىنمود . اين همان علّتى است كه موجب شد كتاب قانون ابن سينا قرنها در اروپا و آسيا بر افكار پزشكان سلطه پيدا كند . ابن سينا در سال 429 ه . ق احتمالا بر اثر ابتلا به نوعى بيمارى دستگاه گوارش ، در حالى رخت از جهان بربست كه با اداى دين خود به دانش بشرى ، نامى به صلابت تمدّن ايران از خود بر جاى گذاشت .